بایگانی برای ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

قریه ی من

جمعه, ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

رویاهای من قریه ای است قدیمی

تو مشتی سایه ، اما صمیمی

قریه ی من به جای فولاد

چشمه رو می پرستید

قریه ی من ، خوب و صمیمی

دلچسب و زیبا ، شعری قدیمی

***

اما دستی زرد ، آمد ز دوزخ

آتش زد بر این  قریه ی من

با مشتی فولاد ، چشمه رو دزدید

بردش به سایه ، دادش به خورشید

***

قریه ی من رویای من بود

اون چشمه ی خوب دنیای من بود

زنده یاد فریدون فروغی

گذار بهار !

جمعه, ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

شهمیرزاد ، شیخ چشمه سر

بهار

باز هم خوشا به حالت ای روستایی !

جمعه, ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

با صفا

شما هم حاضرید امتحان کنید ؟!

جمعه, ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

ارتفاع

این توریستا پول دادن از اینجا رد شن ، شما حاضری مجانی رد شی ؟!

امان از دست کالای چینی !

جمعه, ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷

کالای چینی !

توجه کنید : … ساخت چین ! … !

وانوشت :

به تازگی نسخه ی چینی کالایی رو دیدم که باورش کمی سخت بود …

به قول شاعر گفتنی ( والّا دروغ چرا ؟!!! ) : کار خرّاطای چینه !

چینی